میهن اسکریپت
طرح ویژه ای داریم برنامه ریزی
ارتباط با مشاور
با ما باشید
ارتباط مستقیم عضویت در کانال تلگرام سایت ویدیئوهای ما در آپارات
همگام با کار خیر
مؤسسه خیریه محک
آخرین مصاحبه ها
آرشیو مصاحبه ها
میهن اسکریپت
  • نویسنده : Admin | نوشته شده در: 29 ژوئن2015
  • سلام خدمت دوستان و داوطلبان عزیز،در این پست توصیه و تجارب داوطلبان عزیزم رو به مرور قرار میدهم.تجارب بسیار خوب هستن.لطفا خوب بخونید و تامل کنید.  متشکرم از همه شما (محمد قربانی)

    شما هم میتوانید توصیه های خود را به info@overmind.ir  ارسال کنید.باسپاس

    http://overmind.ir/image/fancy-line.png

    توصیه از سارا: بچه ها اولین چیزی ک ب نظرم خیلی مهمه زمانه هستش! هیچ وقت با خودتون نگید کو تا 95 اما گول نخورین که این یک سال خیلی زود میگذره حتی من هنوز موندم چقدر زود گذشت.
    دلسوزانه توصیه می کنم که  بعد از تابستون حتما همه ی شبکه های اجتماعیتونو پاک کنین یا اصن گوشیتونو سر به نیس کنید و ی گوشی ساده بگیرین دستتون!
    خوب درساتونو بخونین یعنی کیفیت مطالعه داشته باشین هم کنارشم حتما تفریح کنین که تو این قضیه برنامه ریزی استاد قربانی بهتون خیلی خوب کمک میکنه که واقعا خاصه برنامه ریزیشون!
    راه طولانی ایی رو در پیش دارین! پر از فراز پر از نشیب که بعضی روزا اونقده از درس زده و خسته میشین. تو این روزا باید کمی درس رو واسه یکی دو روز تعطیل کنین و کلی تفریح کنین تا حالتون سر جاش بیاد! بعد دوباره شروع کنین!حتما ی دفتر خلاقه نویسی درست کنین و همه ی خلاصه هاتون از درسایی ک واستون سخته رو توش بنویسین این کار معجزه می کنه! از حالا یواش یواش شروع کنین و اصلاااااا بیشتر از ۶ ساعت نخونین تا زده نشین اون آخرا (البته این نظر من بود،بهتره اگه توانایی شو دارین با استاد قربانی مشورت کنین تا اون بهتون کمک کنه)
    واسه کتاب هم حتما از منابعی که استاد قربانی معرفی کردن استفاده کنین.به نظرم منابعشون بی عیب و نقص هستش
    بازم تکرار میکنم! وایبر لاین واتساپ اینستا فیسبوک و… اینا رو بر دارین! ب خدا مانعتون میشن و بدبختتون میکنن!
    فقط یک ساله بچه ها! ب سرعت برق و باد میگذره!سر جلسه کنکور اصلا باورم نمیشد خدایا دارم کنکور میدم!!! وحشنتاک زود میگذره! حتما قلم چی یا گزینه دو رو شرکت کنین
    هیچ درسیو هرگز حذف نکنین مگه با نظر مشاورتون.من هندسه رو مشکل داشتم که اقای قربانی واسم حذفش کرد.در شیمی هم مشکل داشتم بخصوص فصل استو رو که گفتم حذفش کنم؟ولی اقای قربانی نزاشتن و گفتن که فصل استو توی سوم و پیش دانشگاهی مسئله ترکیبی داره که حق با ایشون بود و من با جدیت تموم اونو خوندم.

    http://overmind.ir/image/fancy-line.png
    توصیه از علی احمدی : من اشتباهم این بود که خیلی اهل دوستو رفیق بودم جوریکه هفته قبل کنکور رفیقم مدام بهم اسمس میداد و تمرکزمو بهم میزد و باهاش قطع رابطه کردم.اینو بگم که اگه رفیقی دارین اهل درس نیستو حسوده باهاش قطع رابطه کنید حتما.
    http://overmind.ir/image/fancy-line.png
    توصیه از مجید علوی : بعضی وقتا شده بود که من جوگیر میشدم و  اول ماه یا هفته می خواستم برای یه هفته یا یه ماهم برنامه ریزی کنم که نگو آخرشم به هیچی نرسیدم کلا برای مطالعه خیلی جو گیر نباشید با توجه به سابقه ای که از خودتون دارید برنامه بریزین.
    http://overmind.ir/image/fancy-line.png
    توصیه از شادی : من پارسال ميرفتم دانشگاه و قرار بود امسال كنكور بدم… اين ي اشتباه من بود چون من خوابگاهي بودم و اصلا جو خوندن نبود يا بمونين يا برين ! ميرمو كنكور ميدمم نداريم! شرایط سختهههههه
    http://overmind.ir/image/fancy-line.png
    توصیه از مریم عادل پور : اشتباه بزرگی که من امسال کردم این بود که واسه هر درس چهار تا پنج کتابش رو همزمان میخوندم که باعث شد این همه ساعت مطالعه هیچ وقت توی آزمونها جواب نده. خب حالا توصیم 1ـاز کتاب های ساده شروع کنید بعد سراغ کتابهای دیگه برین. 2ـچند تا کتاب رو به هیچ عنوان همزمان نخونید. یکی یکی کتاب تموم کنید بعد برید سراغ بقیه. 3ـخیلی سر بهترین کتاب و آزمون گیر ندید فقط بخونید و آزمون بدید حالا هر انتشارات و موسسه ای که بود. موفق باشید
    http://overmind.ir/image/fancy-line.png
    توصیه از امیرعلی: اینترنتو کلا میذاشتم کنار یا خیییلی کمش میکردم. به جای این موبایل یه گوشی قدیمی دستم میگرفتم یا مواقعی که لازم بود گوشی می بردم.و هر دو سه شب یه بار میرفتم پیاده روی 1 ساعته و تفریح میکردم

    http://overmind.ir/image/fancy-line.png
    توصیه از حمید کریمزاده: تمرین و تکرار و مرور و تست زنی زیاد رو فراموش نکنید توروخدااااا .کتاب درسی و تست های کنکور های سال قبل بسیار مهم و حائز اهمیت است.بچه ها از زدن تست های تالیفی هم خواهشا اول کاری پرهیز کنین

    http://overmind.ir/image/fancy-line.png
    توصیه از محمد هاشمی: اگه برگردم تابستونو از دست نميدم،از همون تابستون زیست،ریاضیو فيزيك و شيمي ميخوندم و نميذاشتمشون براي آخر کار….توروخدا از دستش ندیددددد تابستونو با برنامه پیش برین
    http://overmind.ir/image/fancy-line.png
    توصیه از فرشته: نداشتن تفریح و سرگرمی کافی(در حد کنکوری) در سال کنکور بعلاوه استرس های بی مورد از طرف نزدیکان که باعث میشد من رفته رفته از درس خوندن فاصله بگیرم.

    http://overmind.ir/image/fancy-line.png
    توصیه از محمد یاوری: بچه ها اگه فارغ التحصیل هستین و میخاین مجدد کنکور بدین حتما منابعتون رو چک کنید با منابع کنکور از لحاظ اینکه تازه چاپ هستن و اصلا مطالبشون میخوره یا نه.از کتابای قدیمی استفاده نکنید
    http://overmind.ir/image/fancy-line.png
    توصیه از منیره کریم نژاد: بچه ها اگه مشکل در معدلتون دارین حتما به فکر دیپ2 باشین من امسال دیدم نتیجشو.واقعا کوبوندم زمین
    http://overmind.ir/image/fancy-line.png
    توصیه از عرفان: من توصیم اینه که حتما درست و اصولی درس بخونید گاهی وقتا ما تلاشمون بیهودس و اینکه جلوی ضررو از هر جایی بگیری بهتره
    http://overmind.ir/image/fancy-line.png
    توصیه از امیر عباس زاده: اگه دوران کنکور دوست دختر یا پسر دارین حتما رهاش کنین بخدااااا بدبخت میشین من بدجوری ضربه خوردم.الانم تک و تنهام و کسی هم بغیر خودم پاسخگو نیس
    http://overmind.ir/image/fancy-line.png

    توصیه از کاملیا:
    1.دوستان:
    من خودم آدمی بودم که عاشق دوستی و رفاقت بودم وخلاصه دوستای زیادی داشتم و خیلی خوشمیگذروندیم.تا اینکه سال پیش دانشگاهی بر خلاف انتظارم همه 180درجه تغییر کردن حتی بهترین دوستای صمیمیم.تا حدی که پا روی همدیگه میذاشتن برن بالا.
    اگه شما دوستایی دارین که به هر نحوی باعث آزار یا اشغال فکر شما میشن همین الان رابطتون رو قطع کنید که اگه من بخوام بگم چی بسر من دادن 1کتاب میشه!!
    موباییییل..توروخدا کلا گوشیاتونو این 1سال جمع کنید.من سال اول این کارو نکردم که همین باعث شد وقتی رتبمو دیدم شکستمش.چون هستن دوستایی که درساشونو میخونن وزنگ میزنن وقت بقیه رو میگیرن.
    نزدیکای کنکور:وااای اینو خوندی؟من اینو4دور خوندم!!من فردا کلاس نمیام..من واسه آزمون هیچی نخوندم…  ازین جمع ها دوری کنید یا واستون مهم نباشه.

    2.سرزنش خانواده و فامیل:
    خود من همه روم زیاد حساب میکردن و وقتی گند زدم سرزنش خیلی ها رو شنیدم.زیاد مسخرم کردن.اما با اینکه دلم میشکست ولی انگیزم بیشتر میشد.شاید تا2ماه بعد از رتبه ها گریه میکردم.تمام دوستام حتی کسایی که درسشون از من پایین تر بود قبول شده بودن و همین سرزنش خانواده و فشار عصبی رو بیشتر میکرد.اما ناامید نشدم و از روز بعد از رتبه ها شروع کردم به خوندن و الان همونایی که سرزنشم میکردن تحسینم میکنن.
    ای عزیزی که حقت ضایع شده اگر مثل مرد مبارزه کنی بعدا بیشتر از همه به خودت ثابت میکنی که چقدر توانایی داری

    3.راهتو از همین الان معلوم کن:
    اگه مشاور داری که هیچ.اما اگه نه 1آزمون اسم بنویس که بفهمی قراره هر ماه چکار کنی.من اهل تبلیغات نیستم اما سال اول کانون میرفتم و قبولش نداشتم ولی سال دوم کنکورم هم بازم کانون اسم نوشتم چون بنظرم واسه1فارغ التحصیل محشره.

    4.خیلی ها میگن میبری..نمیتونی..:
    آره میگن..به منم گفتن.دوستام.مامانم.عموم.مشاور ها…وخیلیا که یادم نیست.میدونی کی میبری؟وقتی همش سرتو بالا کنی ببینی تا قله چقد راهه!!اونوقت1روز حتما پرت میشی پایین!! اما اگه جای نگاه کردن به قله به تابلوهای کنارت نگاه کنی(که مطمئن شی راهو درست اومدی)و سرراه گل بچینی و بوش کنی یا وقت خستگیت1نفس آروم بکشی تا چشم به هم زدی رسیدی..
    قبول..منم روزای داشتم که از شدت یکنواختی زندگی گریه میکردم.اما با برنامه ها و کتاب ها و درسام بازی میکردم.بدست اوردن یه رتبه ی خوب توی آزمون بعدی واسم هدف میشد تا اینکه چشم به هم زدم دیدم آزمون بعدیم کنکوره!!من11ماه روزا تو خونه تنها بودم و1اتاق کوچیک همدمم بود.بدون دوست.بدون مسافرت..اما یه چیزایی میگم لطفا تاثیر بد نذاره روتون!!واسه روحیم صبح ها نیم ساعت ورزش میکردم و گاهی لباس میپوشیدم و تصورمیکردم دارم میرم دانشگاه یا الان بابچه ها توی آزمایشگاه دانشکده هستیم و حتی گاهی میخندیدم..و عجب انرژی میداد واسه درس خوندن.یا بعضی وقتا روپوشه سفید میپوشیدم میرفتم سراغ درسم که مثلا درسای پزشکی هستن!!
    حالا همین صحنه ها داره کم کم برام واقعی میشه!!دیدین؟خودم خودمو نجات دادم و دیگه دیگران برام مهم نبودن

    5.یه کاری کن بزنی جلو و یه حس خوب تا آخرش داشته باشی:
    یکی از کارایی که من انجام دادم وبعدش فهمیدم که چقدر به درسم و روحیم کمک کرد این بود که بلافاصله شروع کردم.و بهانه ی ناراحتیم برای رتبمو کنار گذاشتم(البته در کنار درس تا 2ماه اول غصه ها و چرا هایی هم بود)اما هرجور شده خودمو به برنامه ی آزمون ها رسوندم با اینکه کلی وقت از دست داده بودم اما آخرتابستون دیدم که نصف دروس پایه رو طبق برنامه اجمالی خوندم و این عجیب موثر بود.یا وقتایی که اکثر بچه ها خسته میشن با اوج خستگیم بازم میخوندم.مثلا دوران امتحانات پیش دانشگاهی ها!!که اگه بخونی سود کردی و تست بیشتری هم میتونی بزنی!!

    6.کلاس های کمک درسی:
    سال اول که دیگه شرایطی بود اگه کلاس نری 1چی کم داری!!من کلاسای زیست/فیزیک/ریاضی موسسه میرفتم(هرچند پایم قوی بود)و شیمی وادبیات و2جلسه عربی کلاس خصوصی داشتم.دقت کنید با توجه به مدرسه رفتن دیگه وقتی واسم نمیموند که خودم بخونم.وبرنامه ی کلاسا 1طرف برنامه مدرسه 1طرف برنامه آزمون 1طرف باعث آشفتگیم شد.
    اگه میخواین کلاس برین برید اما نه سال آخر!!که وقتی واستون بمونه تا خودتون درس بخونید.یا جزوه های خوبی بخونید.من امسال فقط جزوه خوندم وهیچ کلاسی حتی جمع بندی هم نرفتم.هرکار میکنید فقط یادتون باشه وقت واسه خودتون بمونه و به مسیر وبرنامه اصلیتون لطمه نزنه!!

    7.برنامه ریزی
    من سال اول هرکسی برام1نظر میداد.یا فلان استاد برنامش توپه بریم اونجا..فلان استاد بهتره..این یارو خودش مشاور تک رقمی بوده…و… آره دیدم!!میزم پر از کاغذ برنامه ریزی بود.هیچکدوم اجرا نمیشدن..چوبشم خوردم حسابی
    اما سال دوم فهمیدم هیچکی بهتر از خودم نیست.1برنامه ی توپ تلفیقی بهتر از برنامه های مشاورا  دراوردم که باعث شد آزمونی که سال اول ترازم 6500بود شد 7600!!دیدین!!حتی واسه خواهرمم جواب داده.فک کنم تو پکیج مستقل برنامه ریزی و مشاوره دکتر قربانی هم هستش.کاری که کردم خوب بود اما زمانش نه!!اینکه خودم راه های جدیدی که تو پکیج بود رو امتحان میکردم مثلا ایندفه ای هفته اول عمومی هفته دوم اختصاصی یا ایندفه هفته اول تموم کنم هفته دوم تست و دوره یا….تا اینکه فهمیدم کدوم راه پیشرفت بهتری بهم میده.اولاش سخت بود برام درس بخونم.توی تابستون روزی4-6 ساعت میخوندم.واسم محال بود که بیشتر بشه.اما با برنامه ریزیم کم کم زیاد شد.که دیگه 8 ساعت رو میخوندم اونم با کیفیت.به خوابم میرسیدم به بازیم میرسیدم.دیگه از زمستون روالم شد10ساعت.اصلا نمیفهمیدم.و دیگه تا آخرش موند.بعضی روزا میخواستم به خودم حالی بدم 11ساعت میخوندم!!دیدین؟فقط عادت و برنامه ریزی…خودتون به خودتون انگیزه بدین

    8.وقتی که شکست میخوری:
    دیدین بعضی اوقات خیلی میخونی اما اونی نمیشی که میخوای؟آره منم داشتم.جمعه های این آزمون واسم سیاه بود(راستش اولای کارم گریه هم میکردم)اولین باری اینجوری شدناامید شدم و روزای اول هفترو با حسرت از دست دادم وبرنامم به هم ریخت که باعث شد درس عبرت بگیرم.اما از آزمون های بعدی وقتی اینجوری میشد خودمو جمع میکردم اتاقمو مرتب میکردم و چیدمان کتابامو تغییر میدادم (یه جوری شرایطو تغییرمیدادم که از نو شروع کنم)تو دفتر برنامه ریزیم نگا میکردم میفهمیدم واسه چی توی این درس خوب شدم یا اون درس بد شدم.برنامه ی بعدی رو محکم تر اجرا کردم.و خدایی ترکوندم(اینو یادم نمیره)
    دیدین؟همه داشتن از بریدن و خسته شدن میگفتن اما من مشغول بازی با آزمونام بودم و رقیبم خودم بودم و اصلا نفهمیدم زمان زود میگذره و من هنوز سر پا هستم!!!من 1شکست خورده و تنها بودم پس فکرنکنید انرژی و شور خاصی از اول داشتم بلکه کلی بغض داشتم!اما خودم آروم آروم و شاید 1قطره 1قطره بخودم انرژی میدادم!!

    9.عشق و عاشقی؟؟؟!!!
    اینکارو نکنید!!اگه کسیو دوس دارید یا فکرتون اشغاله عشقه نمیگم رهاش کنید(چون میدونم بیشتر بهش فکر میکنید)اما بذارین 1مدت گوشه ی دلتون بمونه و به خودتون بگید بخاطر علاقتون و اثبات علاقتون واینکه1روز با دست پر برین پیشش درس بخونید..اگه نیستید چه بهتر اما اگه عاشقید در جهت خوب ازش استفاده کنید که بسیار انگیزه ی خوبی هست (اما به شرط عدم ارتباط)

    10.استرس:
    حرفه مفتی که بقیه یادت میدن.خوب تجربش کردم.اما همیشه به خودم میگفتم یا گاهی با صدای محکم به مامانم میگفتم که من دارم تلاشمو میکنم و خدا داره میبینه!!پس هرچی بشه راضی ام و میدونم مصلحتم اینه.البته نزدیکای کنکور طبیعی هست اما زیادش نکنید هیجان زده نشید.چون همونی میشه که باید بشه و خدا میخواد.من خودم 1هفته به کنکور اسپاسم ماهیچه ی شکم گرفتم که فکر کردم آپاندیسه اما شکرخدا نبود.3روز به کنکور حال پدرم بدشد که صبح دکترا گفتن بیماری واگیری هست که همرو بیمارستانی و سرم به دست کرده!!فکرکنید چه استرسی از ابتلا شدن داشتم؟؟با گریه کردن فقط اعصاب خودم بیشتر خورد میشد.اما اتفاقی نیفتاد.الان که اینارو مینویسم اشک از چشام حلقه میزنه.عزیزانه من آروم باشید تنها وظیفتون درس خوندنه بقیش دست خداست.اگه ببینه بهش توکل کردین بدجوری هواتونو داره!!شب کنکور لرزش عجیبی توی پاهام بود وحشتناک بود گفتم دیگه تمومه این همه تلاش خدایا آخرش این؟؟!!اما چشامو بستم وشروع کردم به هزیون گفتن توی ذهنم تا خواب برم و 11-12خوابیدم!صبح پشت در جلسه نمیتونستم روی جدول ها بشینم از استرس!!اولین نفر پامو گذاشتم توی سالن!صندلیم دست چپی نبود و جلوی در دستشویی بود(. به شدت بوو..(شرمنده))اما خدا چقدر بزرگه 1لحظه همه وجودم آروم شد.دوستی که تمام آزمونا وکنکور پارسال وکلاسا کنارش میفتادم و ایشالا تا7سال دیگه قراره کنارش باشم بازم صندلیش کنارم بود گفتیم و خندیدیم..
    سرجلسه:نگاه به جمع نکردم تااسترس نگیرم.کلی چیزمیز خوردم(تغذیه مسئله شخصیه از آزموناتون بفهمین چی براتون خوبه)چیزایی که خوردم:کیک/آبمیوه/شکلات/قند/آب!!!!40 دقیقه زودتر تموم کردم(از همیشه بهتر)
    من آدمی بودم سرجلسه آزمون واسم جهنم بود/سرم گیج میرفت/وقت کم میوردم/و کلی بدبختی دیگه اما آزمونایی که دادم و کنکورای 85-90 داخل وخارج کشوری که توی خونه آزمون دادم همه ی مشکلاتمو حل کرد.

    عزیزان آرزوی من اینه شما موفق شید.نمیخوام ببینم اشتباهامو تکرار کنید یا حقتونو نگیرید.ببخشید اگه طولانی شد.امیدوارم به دردتون خورده باشه.بخدا قسم1کلمه هم شعار نبود.عین حقیقته.


    اطلاعات دانلود
    درباره مجموعه

    محمد قربانی هستم؛بعد از گذراندن دوره تحصیلات دبیرستان و کنکور در رشته ریاضی به صلاحدید اساتیدم آغاز به مطالعه دروس رشته تجربی کردم و در کنکور این رشته شرکت کردم،در نهایت موفق به ورود در رشته پزشکی سراسری شدم،هدف از تاسیس این وبگاه نیز به اشتراک گذاشتن تجربیات خودم و توسعه عدالت آموزشی با کمترین هزینه می باشد. سعی نموده ام جزوات زیستی که خودم آنها را نوشته ام در بخش جزومیکس قرار بدهم. همچنین برخی از خلاصه نویسی های زیست را نیز صرفا در اختیار داوطلبان خودم قرار میدهم. تابحال توانسته ام تجربیات ارزشمندی را در اختیار داوطلبان قرار بدهم و انها نیز با سعی و تلاش خود توانسته اند به رشته و هدف دلخواهشان برسند.

    برچسب ها

    مطالب مرتبط
    accept math statics
    نظرات دیگران درباره این مطلب



    میهن اسکریپت
    میهن اسکریپت
    میهن اسکریپت